|
..جایی برای گفتن |
|
هراس مدار از آن که بگویند ترانه یی بیهوده می خوانید |
یا ستار العیوب.. یاد حرفهای گذشته هست که سرپا هستم گرنه گاه بی مهری ها و گاه خوب بودن ها مرا خرد می کند.. چون گذشته،صدایت بوی امید نمی دهد ومن .. در پس هر دیدار می گویم مبادا دروغ بود و در پس هر مبادا زبان به دندان می گزم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:31 AM توسط از ماه |
به اسماءگفتم من ستونهای برق رو خیلی دوست دارم.
با چرا نگام میکنه!؟
میگم:چون از هم دورن اما با همن.
لبخند کش داری زد و به ستونها که میدویدند نگاه کرد!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 5:1 AM توسط از ماه |