تبليغاتX
..جایی برای گفتن

..جایی برای گفتن

هراس مدار از آن که بگویند ترانه یی بیهوده می خوانید

 

توی اتوبوسیم....هوا تاریکه....

اگه چراغهای خیابون یاری نکنن ...چهره ی به ظاهر عصبانی یا واقعا عصبانی شو هم نمیبینم

اتوبوس شلوغه هیچی از همهمه ی مردم رو نمیشنوم...

حرفی نمیزنه... سراپا گوش بودم اما واسه اون تا بشنوم...اما سکوووووووت.

سکوت آزارم میده...اما حرفهای بی معنی و بیهوده که فقط پر کننده ی سطرهای سکوته بیشتر!!!

وقتی به مقصد میرسم آرزوی لحظه ی غمباری که گذشت رو میکنم!

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 0:7 AM توسط از ماه |