|
..جایی برای گفتن |
|
هراس مدار از آن که بگویند ترانه یی بیهوده می خوانید |
به اسماءگفتم من ستونهای برق رو خیلی دوست دارم.
با چرا نگام میکنه!؟
میگم:چون از هم دورن اما با همن.
لبخند کش داری زد و به ستونها که میدویدند نگاه کرد!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 5:1 AM توسط از ماه |